محمد أبو زهرة ( مترجم : حسين صابرى )

49

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى )

در آميختن فلسفه با دين 13 - در همين زمان ، اروپاييان قصد آن داشتند تا فلسفه را با دين در آميزند يا آن را جايگزين دين كنند ؛ چرا كه ، خدايان اسطوره‌اى قدرت خود را از دست داده بودند و ديگر نفوذ و تأثيرى در دلهاى ملتها نداشتند . بتكده‌ها نيز هيبت و جلال خود را از دست داده بودند . در اين ميان دو عامل قدرتمند ، سخت و پر تأثير در دلهاى روميان خلجان مىكرد : عامل نخست آن‌كه ، احساس رنج و درد و بدبختى مردم را به دلگرمى به دين و دلخوشى به پاداشى كه در آخرت دريافت خواهند داشت محتاج مىساخت ، اميد به روز رستاخيز روزى ديگر غير از اين روزهاى سرتاسر بدبختى و رنج كه در آن زندگى مىكنند . عامل دوّم كه اين دلخوشى را تضعيف مىكرد آن بود كه خدايانى كه بتها را ، به‌گمان خود ، تمثال و نمايندهء آنها قرار داده بودند ، ديگر قدرت تأثير خود را از دست داده بود . فلسفه مىخواست جايگزين دين شود . اما آن نيز از چندان اثرى برخوردار نبود ، به همين دليل ، دين و فلسفه در يك نقطه با هم تلاقى كردند تلاقى براى همكارى نه تلاقى براى دشمنى و تضادّ متقابل ، آن‌گونه كه پيش از اين بود . در كتاب المبادئ الفلسفيّه آمده است : « فلسفه نظريات علمى يونان را براى تهذيب آراء و نظريات دينى ، ترتيب و تنسيق آن و نيز پيش بردن آن تا احساس دينى سرسختانه‌اى به انديشه‌اى دربارهء عالم كه او را قانع سازد به خدمت خود گرفت و بدين‌ترتيب ، نظامهاى دينيى را به وجود آورد كه با اديان موجود در نگرش به ماوراى مادّه اتّفاق نظر همه جانبه‌اى داشت و در موارد اندكى اختلاف پيدا مىكرد » . در اينجا فلسفهء يونان را - كه نام فلسفهء نو افلاطونى بر آن نهاده شده است - مىبينيم كه تلاش دارد در زمانى كه بت‌پرستى يونان و روم از اين عاجز مانده بود كه خود تنها در ميدان بماند ، دو ديانت موجود در صحنهء آن زمان را به يكديگر پيوند دهد . به همين سبب ، اين فلسفه آرائى را دربارهء خلقت جهان طرح كرد مبنى بر اين